السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
539
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِه وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّه يَتُوبُ عَلَيْه . . . » ) * بر آن متفرع شود ، كه حاصل آن تفريع چنين مىشود : « حال كه قطع دست دزد نكالى است از خداى تعالى تا شخص عقوبت شده و از گناه خود بر گردد ، پس اگر دزدى بعد از دزديش توبه كند و خود را اصلاح نمايد ، به طورى كه ديگر پيرامون دزدى نگردد - كه همين معناى توبه را تثبيت مىكند - خداى تعالى توبه اش را مىپذيرد و مغفرت و رحمتش به وى بر مىگردد براى اينكه خداى تعالى غفور و رحيم است ، » هم چنان كه خودش فرموده : « ما يَفْعَلُ اللَّه بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ ، وَكانَ اللَّه شاكِراً عَلِيماً » « 1 » . در آيه مورد بحث يعنى در مساله بريدن دست دزد ، مطالب بسيار ديگرى هست كه مربوط به فقه است و بايد آنها را در كتب فقهى ديد . * ( « ألَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّه لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . » ) * اين آيه در موضع تعليل مطلب آيه سابق است ، كه سخن از قبول توبه سارق و سارقه داشت ، و مىفرمود : اگر آن مرد و اين زن دزد توبه كنند و بعد از آنكه ظلم كردند ، خود را اصلاح نمايند خداى تعالى توبه شان را مىپذيرد ، براى اينكه خداى سبحان بعد از آنكه مالك آسمانها و زمين است ، و بعد از آنكه هر مالكى مىتواند در مملكت و ما يملك خود و در رعيت و ملك خود هر حكمى كه دوست مىدارد بكند ، و هر اراده اى كه بكند چه عذاب باشد و چه رحمت به كرسى بنشاند ، يكى از عذاب و يكى ديگر را آمرزش بدهد ، تا ببينى حكمت و مصلحت چه اقتضا كند ، پس او مىتواند سارق و سارقه را اگر توبه نكنند عذاب كند و اگر توبه كنند بيامرزد . * ( « وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * اين جمله نيز تعليل جمله قبل است يعنى جمله * ( « لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * ، كه مىخواهد بفرمايد ملك « به ضمه ميم » از شؤون قدرت است هم چنان كه ملك ، ( بكسره ميم ) از فروع خلقت و ايجاد و يا به عبارتى از قيمومت الهيه است . توضيح اينكه خداى تعالى خالق همه اشياء و پديد آرنده آنها است ، پس هيچ چيزى نيست مگر آنكه خودش و هر اثرى كه دارد از آن خداى سبحان است ، او است كه دهنده هر داده اى است ، و منع كننده هر چيزى است كه نداده ، پس او مىتواند در هر چيزى تصرف كند ،
--> ( 1 ) عذاب كردن شما به چه كار خدا مىآيد اگر شما شكرگزار باشيد و ايمان آوريد ؟ با اينكه خدا خودش نيز شكرگزار و عليم است . « سوره نساء ، آيه 147 » .